السيد الطباطبائي ( مترجم : فقهي )
18
سنن النبي ( ص ) ( فارسي )
ميداشت . هنگام تكلم چنان حاضران را به خود جذب مىكرد كه از احدى نفس شنيده نمىشد ، و چون ساكت ميگشت آنان سخن مىگفتند ، در حضور آن جناب روى مطلبى نزاع نمىكردند ، اگر كسى از ايشان صحبت ميكرد . همه ساكت مىشدند تا سخنش پايان يابد و تكلمشان در محضر آن جناب به نوبت بود ، أهل مجلس از چيزى كه به خنده مىافتادند وى نيز مىخنديد و از آنچه تعجب ميكردند تعجب ميكرد . بر اسائه ادب شخص غريب در پرسش و گفتار صبر ميكرد ، تا جايى كه اصحاب در صدد جلب شخص مزاحم برمىآمدند ، ميگفت وقتى صاحبان حاجت را ديديد آنان را كمك و معاونت كنيد . و هرگز ثناى كسى را نمىپذيرفت مگر اينكه ثنايش به عنوان تشكر از آن حضرت باشد . و كلام أحدى را نمىبريد مگر آنكه از حد مشروع تجاوز كند كه در آن صورت با نهى و يا برخاستن ، كلام او را قطع مىنمود . امام حسين عليه السّلام فرمود : سپس از سكوت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله پرسيدم پدرم امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : سكوت آن جناب بر چهار چيز بود : حلم ، و حذر تقدير و تفكر . سكوتش در تقدير و اندازه گيرى براى آن بود كه همه مردم را بيك چشم به بيند و به گفتار همه به يك نحو گوش دهد . أما سكوتش در تفكر آن بود كه در چيزهاى باقى و فنا پذير فكر مىكرد . و سكوتش در حلم صبر و بردبارى بود كه داشت . بطورى كه خشمناك نمىشد و از چيزى متنفر نمىگشت . و سكوتش در حذر در چهار مورد بود